امروز جمعه است. یعنی جستجو برای پیدا کردن کسی که پاسخگوی شما باشد آنهم در اداراتی که مسئولیت تجسس را به عهده دارند کاری است بس بیهوده. پیکر دو جوان در حالی توسط یک قایق ماهیگیری در میان دریا پیدا شده که شناسایی آنها از بقایای آنچه ماهی ها باقی گذاشته اند کاری مشکل می نماید. اما بهر حال پیکر این دو جوان امروز به بیمارستان گناوه تحویل داده شده و از دیگر جزییات که از صبح امروز پیگیر خبر آن هستم تا این ساعت، خبری بیش از این نتوانسته ام کسب کنم.
هفت روز از این حادثه تلخ گذشت. انتظار کشنده ای برای خانواده دو جوان ناپدید شده که تا کنون کوچکترین نشانی از گم شدگان خود نیافته اند. دریا در عین زیبایی و آرامی، اگر نابلد گرفتارش شوی آنزمان است که به بیرحمی اش ایمان می آوری. می گویند از زمانی که دریا در همان ساعات اولیه همه چیز را در خود می بلعد تا زمانیکه آنرا پس میدهد حدود هفتاد و دو ساعت طول می کشد. اگر هم بلد باشی و تاب مقاومت در برابر تلاطم و امواج خروشان دریا را داشته باشی باز هم زمانی بیش از این را نمی توان برای مقابله با این نیروی عظیم و نفسگیر متصور بود. تنها حوادثی استثنایی در جهان هستند که شخصی بتواند در زمانی بیش از این جان خود را سالم بدر برده باشد.
سالها پیش یکی از دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر در حادثه ای خودخواسته در نزدیکی دانشگاه در دریا غرق شد و آن زمان هم تحصن دانشجویان و پرواز هلی کوپتر و دیگر تجسس ها فایده ای در بر نداشت تا اینکه حدود یک هفته بعد، جسد آن دانشجو در تور ماهیگیری یکی از لنج های کنگان پیدا شد.
کاش می شد این آخرین حادثه باشد...
دیروز تا آخر وقت از پرواز تجسسی هلی کوپتر سپاه خبری نشد. می گویند در دست تعمیر است. امروز هم تا سر ظهر هیچ خبری از آن نیست. از کشتی ناجی هم خبری نیست. مطمئنا تا فردا هم خبری نخواهد شد. به این فکر می کنم که اگر مستند سازی قصد به تصویر کشیدن این حادثه و مجموعه کارهای انجام گرفته برای نجات جان این دو انسان توسط مسئولین را می گرفت، مجموعا چند فریم فیلم می توانست ازحجم کارهایی که باید صورت می گرفت و نگرفت را ضبط کند. و در مقایسه با دیگر کشور در هنگام چنین حوادثی ما چه جایگاهی را می توانیم در دنیا کسب کنیم...
اسکله شلوغ است. قایقها همچنان می آیند. مسافرانی پیاده میشوند و نفراتی به سرعت جای آنها را میگیرند. سر گرفتن صندلی با هم دعوا می کنند و کاری هم ندارند که زیر صندلی شان آیا جلیقه نجاتی هست یا نه؟ قایق تاییدیه سفر دریایی دارد یا نه؟ دستگاه مسیر یاب یا جی پی اس دارد یا خیر؟ ناخدای با مهارت و دارای گواهینامه دریانوردی دارد؟ و اینکه جانشان چقدر می ارزد اگر خدایی ناکرده حادثه ای دوباره تکرار بشود.
و خیلی ها فراموش کرده اند که هفته پیش حامدهایی روی همین صندلی ها نشسته اند که تاکنون هیچ نشانی از وجودشان در دل دریا پیدا نشده.........؟
پنج روز گذشت. هنوز هیچ نشانی از حامد قنبری دانشجوی اندیمشکی دانشگاه آزاد خارگ و نفر دومی که هنوز مشخصات فردی او به تایید نرسیده پیدا نشده است. بعضی مدیران حاضر به پاسخگویی نیستند. بعضی از دوستان لطف کرده اطلاعاتی در اختیارم می گذارند با ذکر این نکته به آهستگی در گوشم که نامی از آنها برده نشود. مسئول دیگری قبل از پاسخگویی می پرسد که آیا صدایش را ضبط می کنم...!
...دیروز که زنگ زدم با صدایی که حاکی از رضایت ار عملکردشان بود می گفت خودمان که وسیله ای نداریم اما مرتبا روی کانال اضطراری به همه شناور های روی آب یعنی به همه لنج ها و قایق های ماهیگیری و کشتی ها درخواست کمک می دهیم...!
یاد مصوبه هیئت دولت می افتم. در شرایط اضطراری مانند حوادث دریایی تمام سازمانها و ارگانهای دولتی باید از تمام توان و تجهیزات خود برای کمک رسانی به آسیب دیده گان اقدام کنند. مصوبه ای که بنظر تطابقی با اصل یکصد و چهل و چهار ندارد. چرا که شرکت نفت از خودش هیچ کشتی و یا هلی کوپتری ندارد. همه به بخش خصوصی واگذار شده اند. شرکت فلات قاره نیز همین طور بطوریکه هزینه یک ساعت گشتزنی هلی کوپتر بخش خصوصی آن که دو روز پیش انجام گرفت چهارصد میلیون ریال هزینه روی دست اداره بندر گذاشت!
براستی جان یک انسان و شهروند چقدر ارزش دارد...

